ایستگاه #پل-کلمات
18 شهریور 1405 توسط یا مهدی
«اصلاً معلوم هست ما آدمها داریم چه بلایی سر خودمان میآوریم؟! حتماً باید یکی بمیرد تا آدم یادش بیفتد چقدر او را دوست دارد…» باران آرام روی شیشه میکوبید. لیلا کنار پنجره نشسته بود و به عکس قدیمی روی میز نگاه میکرد؛ عکسی که سالها بیتفاوت از… بیشتر »